چندین روز که فکرم به شدت مشغول موضوعی است که می توان گفت از این مطلب غصه دار
و ناراحتم سرنوشت جوانان و کودکان ایرانی مثل بچه های دارالتادیب ، کوکان خیابانی ویا مصطفی کرمی که با دست ها و پای قطع شده در بیمارستان به حال خود رها شده و توانایی پرداخت هزینه بیمارستان و خرید دستهای مصنوعی را ندارد .
دیروز در یکی از خیابانهای شمالی شهر تهران دیدم جوانکی 15 یا 16 ساله که چهره خوبی هم داشت مشغول برهم زدن زباله ها بود هنگامی که رد شدم متوجه شدم که در همین حین در بین زباله ها دنبال چیزی می گردد دستهاییش بریده و همینطور که دستهایش در حال خونریزی بود ولی او همچنان مشغول بر هم زدن زباله ها است ساعتها به این مسئله فکر کردم اما به نتیجه ای نرسیدم چرا نمی دانم شاید به این خاطر اینکه کاری از دستم بر نمی آید شایدم به این علت که در کشوری که پول نفت هیچ وقت به دست مردم فقیر نمی رسد عواقبیی این چنین دارد.
اما در مورد بچه های خیابانی در روزنامه مطلبی خوانده در یکی از کشورهای در حال توسعه کودکان خیابانی با موسیقی در دارالتادیب ها آموزش رایگان موسیقی می بینند و خود کودکانی که آموزش دیده اند به عنوان معلم موسیقی به کودکان دیگر آموزش می دهند به جای اینکه در دارالتادیب به عنوان مجرم نگهداری شود به عنوان معلم با ظاهری آراسته کار می کنند و رئیس جمهور این کشور یکی از حامیان درجه یک آموزش رایگان موسیقی به حساب می آید اما در کشور ما به نامه مصطفی کرمی به جناب احمدی نژاد بدون پاسخ می ماند .
تا کی و تا چه زمانی باید جوانان از بیکاری زنج ببرند و سمت سویی بروند که عاقبتی جز اعتیاد و جرائم اجتماعی ندارد البته شاید شما دوستان فکر کنید که انسان عاقل هیچ گاه تن به چنین کارهایی نمی دهد اما باید بدانیم که ظرفیت انسانها با یکدیگر فرق می کند در اخر می خواهم بگویم ما جوانان باید بیشتر فعالیت کنیم و به مسائل روزجامعه خود توجه داشته باشیم .
