تبليغاتX
اجتماعی

دوستان عزيز به مطلب مهمي در يكي از روزنامه هاي صبح كه توسط خانم فهيمه خضر حيدري تهيه شده بود برخوردم با دوستان ديگر توافق كرديم كه اين مطلب را عينا در وبلاگ قرارداده   (دلم نيامد كه شما دوستان بي خير بمانيد)تا شما عزيزان هم بااطلاع باشيد كه در اين برهه از زمانه هيچ چيز غير ممكن نمي باشد حلالي مي تواند حرام شود و برعكس شما ياران را به خواندن اين مطلب مهم دعوت مي كنم. شما عزيزان لطفا با دقت مطالعه بفرمايئد و نظرات خود را قيد كنيد و قضاوت به عهده شما دوستان .

حضرت آيت الله جناتي در آستانه دوره تازه اي از انتخابات رياست جمهوري قرارداريم و ميدانيد كه سال هاست بر سر رياست جمهوري زنان بحث است و عده اي با استناد به كلمه «رجال سياسي » كه در قانون اساسي آمده با آن مخالفت ميكنند آيا حضر تعالي به عنوان يك مجتهد صاحب فتوا ، رياست جمهوري زنان را مجاز  مي دانيد ؟ تصدي رياست جمهوري توسط زنان هم مثل مرجعيت و قضاوت زنان هيچ منعي در اسلام ندارد . در پايان جلد اول توضيح المسائل نيز به گونه واضح جواز تصدي مقام رياست جمهوري قضاوت را براي زنان روشن كرده ام . اين موضوع را اخيرا هم در جلسه اي كه در استانداري قم و با حضور جمعيت زنان ايراد داشتيم مطرح كردم . البته ورود در اين مباحث و گفتن اين حرف ها هزينه دارد . آنهايي كه زياد منبر رفته اند ياد دارند كه چطور موضوع بحث را از فراز و نشيب مصون بدارند اما ما كه منبري  نيستيم مثل درسي كه مي گوييم آنجا هم سخن گفتيم . در آنجا مطرح شد ااز علماي شيعه سوال كنيد كه زن مي تواند رئيس جمهور شود يا نه اكثرامي گويند نه از علماي سني هم بپرسيد مي گويند جايز نيست به آنها ميگوييم دليل شما چيست ؟ چون انسانها كه بر اساس زن و مرد بودن با يكديگر فرق نمي كنند در امور مديريتي و هرقسم ديگري از امور اصلا جنسيت مطرح نيست و توانايي فكري و دانايي و تدبير و مهارت است كه مطرح است مي خواهد زن باشد ، مي خواهد مرد . اين شرايط بايد براي زمامدار محقق شود اما ادله علماي مخالف كه شما مي خواهيد بدانيد چيست ؟ مي گويند به دليل اينكه پيغمبر (ص) فرمودند ماهم مخالفت مي كنيم سوال مي كنيم پيغمبر (ص) چه فرمودند ؟ اشاره ميكنند به اينكه ايشان فرموده است «لم يفلح قوم ملكتهم الامراه» به اين معني كه اگر زني زمامدار مملكتي شود ، آن مملكت رستگار نخواهد شد . اين دليل آقايان مخالف است .

شما اين روايت را معتبر مي دانيد ؟ اين روايت از پيامبر (ص) نقل شده است اما اساس  و پايه ندارد شما اول بايد  ببينيد اين روايت را چه كسي نقل كرده است ؟ حسن ابن ابوبكر كسي كه به زوجه پيامبر عايشه بسيار بي احترامي ميكرد و مثلا وقتي كه عايشه از كوچه اي عبور مي كرد از او روي برمي گرداند در جنگ جمل هم كه عايشه شركت داشت عده اي به حسن ابوبكر گفتند چرادر جنگ جمل شركت نمي كني و اصرار كردند كه او هم شركت كند او هم از قول پيامبر (ص) چنين روايت كرد. يعني روايتي كه ابوبكر براي شركت نكردن در جنگ ساخته بود نقل شده و مورد استدلال قرارمي گيرد بايد مراحلي را طي كند . بايد از چهار فيلتر عبور كند و در مرحله اول كساني از علماي حديث و رجال كه مجتهد باشند بايد آن را بررسي كنند كه چه كسي آن را روايت كرده است نكته دوم اينكه آيا اين روايت دلالتي بر معناي مقصود كه حرام است يا حلال دارد يا نه؟ كساني كه در علم اصول مجتهد هستند اين بخش را بررسي مي كنند نكته سوم كه بايد بررسي شود اين است كه اصلا به چه مناسبت امام يا پيامبر اين سخن را گفته اند ؟ آيا در مقام تقيه بوده است ؟ ممكن است مصلحتي در نظر بوده باشد و اينها همه بايد بررسي شود . مرحله چهارم هم اين است كه بايد ببينند آيا اين روايت معارض دارد يا ندارد ؟ بنابراين نمي توان هر روايتي را به عنوان حكم خدا نقل كرد و   براساس آن قانون گذاشت اين مسائل بايد به صورت كامل بررسي شود لذا حقوق زنان كه الان واقعا ضايع مي شود به دليل چنين مسائل و چنين رواياتي است كه با استناد به آن زنان را از تمام مزايا محروم كرده اند البته امروز كه شرايط بهتر شده است روزگاري بود كه حتي زن امروز اگر از كوچه عبور ميكرد بايد از كنار مي گذشت .......

اين روايات ضد زن را كه مي فرماييد جعلي هستند ، چه كساني مي ساختند و ترويج مي دادند ؟

اينها همه ريشه در دوران بني عباس دارد پنجاه هزار حديث كه بيشتر آنها هم ضد زن هستند در دوران      بني عباس دارد .پنجاه هزار حديث كه بيشتر آنها هم ضدزن هستند در دوران بني عباس جعل شده و مابين احاديث ما آمده اند احاديث و رواياتي كه اكثرا پايه و اساس ندارد از طرفي برفرض تاكيد مي كنم كه بر فرض پيامبر هم چنين چيزي را فرمودند شما بايد ببينيد چه زماني بوده كه پيامبر چنين چيزي را فرمودند زماني بود كه خسرو پرويز  از بين رفته بود و مردم ايران  به پادشاهي پوراندخت يا آذرميدخت دختران كسري نظر داشتند . اين حديث كه ساختگي است اما بر فرض هم كه بوده باشد در رابطه با اين واقعه تاريخي است كه پيامبر اسلام (ص) مي خواستند بگويند كسري كه بود كه حالا پوراندخت كه باشد ؟ بر فرض هم كه اين روايت درست باشد به اين جهت گفته شده است نه اينكه عليه زنان بوده باشد از سوي ديگر شما ببينيد      امام علي (ع) چي ميگويد ايشان مي گويد «احقكم به هذا الامراعلمكم» يعني شايسته ترين شما براي اين امر عالم ترين شمااست و گاه هم به معيار بصيرت اشاره مي كنند و به معيارهايي مانند مهارت و تدبير اشاره مي شود و اصلا در بحث زمامداري هيچ كجا جنسيت مطرح نشده است . در مسائل اجتماعي و در اداره مملكت اصلا و ابدا در هيچ كجاي دين اسلام مساله زن و مرد مطرح نشده است . اما معلوم نسيت كساني كه مي گويند جايز نيست زن زمامدار بشود چرا تنها به همين حديث استناد ميكنند ؟

درباره قضاوت زنان چطور ؟ مي دانيد كه تعداد زيادي از زنان تحصيلكرده در  رشته هاي حقوقي و قضايي هستند كه اجازه قضاوت به آنها داده نمي شود آيا در دين اسلام منع مشخصي براي قضاوت زنان وجود دارد ؟ مخالفان قضاوت زنان استدلال مي كنند كه در روايت آمده است «انظرو الي رجل منكم يعرف شيئا من قضايانا و جعلته عليكم قاضيا»و اين به آن معنا است كه «مردي را كه قضايا و موازين قضاوت مارا مي داد بر شما قاضي كرديم» اين آقايان استدلال  مي كنند كه رجل مرد است و زن را شامل نمي شود و اين از ادله بسيار معروف ايشان است در حالي كه فقط در جايي كه «رجل» همراه با كلمه «امراه» بيايد مراد از آن مرد است و هرگاه كه رجل تنها بيايد مراد از آن در مباني فقهي و اجتهادي شخص استبلكه شخص انسان است و زن و مرد ندارد از طرفي روايت است «انظروا الي من روي حديثنا» و در اين روايت و بسياري ديگر از روايات اصلا كلمه رجل وجود ندارد و ميگويد كسي كه قاضي مي شود كسي است  كه به احاديث ما آگاهي دارد نه اينكه زن است يا مرد است ضمن اينكه رجل هم اگر آمده مراد «مرد» نيست  مراد شخص است اگر مراد مرد باشد در كنارش امراه آمده باشد براي اين استدلال نظايري هم در قرآن هست خداوند مي فرمايد ما جعل الله لرجل في قلبه جوفين ...» يعني قرار داده شده است ؟ اينطور كه نيست را مثلا در روايات مي پرسند كه رجلي پيراهنش نجس شده است چه بايد كرد ؟ يا «رجل شك بين ثلاث و ثاني» در اينگوه روايات مراد از رجل شخص است در مباني و پايه هاي شناخت احكام اسلامي رجل هر جا تنها باشد مراد شخص است در احاديث و روايات مي فرمايد «من روا حديثنا» كه اصلا در آن زن يا مرد نيست . نتيجه اين است كه هر كس كه موازين قضاوت را بداند مي تواند قضاوت كند  مي خواهد زن باشد يا مرد و اين محدوديت معنا ندارد و از اسلام نيست اسلام مانعي براي زنان نگذاشته است بلكه زنان در دوران پيامبر (ص) بسيار آزاد بودند .

يعني مي فرماييد زنان در دوران پيامبر آزاد تر از امروز بودند پس بايد آرزو كنيم كه ما هم در آن دوران زندگي مي كرديم . البته بسيار آزاد تر بودند به شما بگويم كه بدانيد در دوران پيامبر (ص) زن و مرد با هم مي نشستند و با هم بر مي خاستند هيچ منعي در معاشرت زن و مرد نبود و مردم بسيار راحت زندگي         مي كردند اصلا در زمان پيامبر (ص) ما زنان مجتهد داشتيم در زمان صحابه زنان مجتهد داشتيم و مردم به آنها رجوع مي كردند در زمان تابعين هم همينطور بعثت رسول خدا يا تشريع 23 سال طول كشيد بعد از آن 100 سال زمان صحابه بود و بعد زمان تابعين كه 70 سال طول كشيد در اين دوران 700 زن مجتهد داشتيم البته در زمان تشريع به علما مجتهد نمي گفتند و عنواني به ايشان نمي دادند حتي عنوان روات هم گفته نمي شد و به آنها قاريان يا قراء مي گفتند در زمان صحابه راويان مي گفتند و در زمان تابعين هم مي گفتند محدثان و ما 700 زن محدث داريم و در دوران تابعين و اين يعني ما زن مجتهد داشته ايم اصطلاح مجتهد  تازه از نيمه قرن چهارم و از زمان شيخ طوسي پيدا شد مجتهد يعني كسي كه احكام را با عبارات خود بيان مي كند و ما از اين زنان مجتهد كم نداشته ايم .

پس چه شد كه در طول تاريخ به جايي رسيديم كه امروز حتي با قضاوت زنان هم مخالفت مي شود چه رسد به اجتهاد آنان ؟از زمان بني عباس شروع به حذف زنان كردند زمان صحابه زمان پيامبر زنان مجتهد بودند و اصلا زن امام جعفر صادق (ع) خودش يكي از مجتهدان زبر دست مشهور بود حميده مادر امام موسي كاظم (ع) يكي از بزرگترين راويان بود ببينيد چقدر آزادي بوده است ؟ كسي مي رفت نزد امام صادق (ع) مي پرسيد اين بچه را مي خواهيم محرم كنيم و به حج ببريم چه كنيم ؟ حضرت مي فرمودند « تلقي حميده» يعني برويد حميده را ببينيد و از او بپرسيد . امام صادق (ع) به زنش ارجاع مي داد در زمان خود پيامبر (ص) از          ام سلمه و عايشه و حضرت زهرا (س) سوال مي كردند نزديك دو سوم احاديث اهل سنت از عايشه نقل شده است مردم سوالاتي مي كردند كه آدم خجالت مي كشد بگويد اما در كتاب ها هست منتها ما شيعه مي گوييم اينها دروغ است يا به مسائلي پرداخته شده است كه تلقي عدم رعايت شرم و حيا از آن مي شود زنان ديگر هم بوده اند كه از آنها سوال ميكردند اينها مراجع تقليد بودند به حميده مي گفتند« سبيكه الذهب » يعني «طلاي ريخته شده» آنقدر كه ملا بود آزادي در دوران ائمه و پيامبر آنقدر بود كه مردم به سادگي مي رفتند به منزل امام صادق (ع) مراجعه مي كردند و مساله مي پرسيدند و به زن ايشان هم مراجعه مي كردند آيا الان چنين آزادي اي وجود دارد ؟ امام صادق فرمودند :« رب امراه افقه من الرجل » يعني چه بسا زني اگاهي و فقاهت و دانايي و علمش بيش از مرد باشد ائمه ما چنين ديدگاهي درباره زنان داشتند اما بعد ها زمام امور ودين افتاد به دست بني اميه و بني عباس و عده اي مقدس نما كه زنان را از مزايا محروم كردند بعد هم كه افتاد دست كساني كه منجر به مرد سالاري شد .

آيا آزادي هاي اجتماعي هم براي زنان بيش از امروز بود ؟ نمونه اي به شما مي گويم تا چد حد زنان آزاد بودند پيامبر (ص) درباره اخلاقيات سخنراني مي كردند و اين را شيعه و سني هم نقل ميكند پيامبر (ص) در ارتباط با قضاياي زن و مرد و اجتماعيات سخنراني مي كردند  زني بلند شد و گفت من قصد ازدواج دارم اما شوهري نيافته ام و در تنگنا هستم پيامبر گفت من رسيدگي مي كنم و همان جا رو به مردم كرد و گفت مردم آيا كسي هست كه ازدواج با اين زن را قبول كند و مردي از ميان جمع اعلام آمادگي كرد پيامبر پرسيد مهريه چه مي شود ؟  مردگفت من مالي ندارم فقط مي توانم چند سوره قرآن را به اين زن تعليم بدهم زن هم قبول كرد و پيامبر همان جا در جلسه سخنراني خود عقد را خواند و زن و شوهر بيرون رفتند يعني تا اين حد آزادي بوده است مردم در بيان خواسته هايشان آزاد بودند حالا چنين چيزي اصلا ممكن است اگر زني چنين چيزي را طرح كند برخي خواهند گفت اين زن ديوانه است .

شما از جمله علما و مراجعي هستيد كه فتواي مجاز بودن مرجعيت زنان را داده ايد با چه استدلالي مي فرماييد زن مي تواند مرجع تقليد شود و ادله مخالفان شما كه اتفاقا كم نيستيد چيست ؟

خوشبختانه الان ميشود اين مسائل را مطرح كرد اگر كسي اين نظريه را سابق براين مطرح ميكرد شايد مورد سرزنش و توهين قرارمي گرفت چون آن زمان حرف هاي تازه را نميشد زد . اين هم سخن امروز ما نيست كه زن مي تواند مرجع تقليد بشود تقريبا 35 سال است كه ما وارد اين رشته شده ايم و اين بحث را مطرح كرده ايم كه مرد بودن در مجتهدي  كه مورد تقليد قرارمي گيرد  شرط نيست و در جلد اول توضيح المسائل در مساله هفتم هم به گونه صريح آورده شده است كه مرد بودن در تقليد شرط نيست مرجعيت زن در اسلام هيچ منعي ندارد اجتهاد هم همين طور اما در مخالفت با اين امر ادله هاي خيلي سستي مي آورند مثل اينكه مقلد بايد به مرجع تقليد خود مراجعه كند و چون مرجع زن است و مقلد مرد اشكال دارد ما مي پرسيم مگر بر عكس اش مشكلي دارد ؟ آيا مقلد زن نزد مرجع تقليدش مراجعه مي كند و بر عكس اش هم ممكن است  اينها ادله سستي است زن هم مي تواند مرجع باشد مثل همان مجتهد معروف اصفهان مجتهده امين كه دوره تفسير دارد و فلسفه نوشته است .

علامه طباطبايي ، فيلسوف بزرگ و صاحب الميزان براي ديدار بانوي مجتهده به اصفهان مي رود و از ايشان مطلبي مي پرسد و به آن خانم مي گويد اين مطلب من است و من نمي دانم كه شما مي توانيد جوابش را بدهيد لذا دليل تقليد در مرجعيت مرد بودن نيست اين را در رساله عمليه هم آورده ام روايت هم داريم كه «من كان الفقها صائنا لنفسه» كه اشاره دارد به تمام فقها دانايان و آگاهان كه هم زن و هم مرد را شامل مي شود ولي مهمتر از تمام اين دلايل حكم عقل است كه مي گويد نادان بايد به دانا رجوع كند و اصلا دليل مهم تقليد همين حكم عقل است  نادان هم مي تواند زن باشد و مي تواند مرد باشد دانا هم همينطور و در اينجا جنسيت مطرح نيست شايد بگويند زنان زيادي نتوانستنه اند  به مرحله اجتهاد برسند ما هم قبول داريم اما هر كسي اين توانايي را داشته باشد كه بتواند احكام اسلامي را از نخستين منبع اجتهادي كه قران است و دومين منبع اجتهادي كه سنت رسول خدا و اوصياي اوست استخراج كند مي تواند مرجع تقليد باشد لذا قاطعانه      مي توان گفت زن هم مي تواند مرجع تقليد باشد

پس اگر ديدگاه اسلام و پيامبر (ص) به زنان تا اين حد با آزاد انديشي همراه است چرا در زمينه هاي مثل حق طلاق يا حق حضانت و موارد مشابه ديگر هم حقوق از آن مردان است ؟

اينطور نيست همه حقوق از آن مردان نيست زن هم مي تواند شرط كند قرآن هم حق طلاق را به گونه مطلق به مرد نداده است و جهت آن هم اين است كه در جامعه آن روز زنان بسيار عقب مانده بودند اما امروز زنان مي توانند شرط براي حق طلاق بگذارند و هيچ اشكالي ندارد .

 

+ نوشته شده توسط n404040_4040 در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 10:34 |


Powered By
BLOGFA.COM