تبليغاتX
اجتماعی

سلام

بعد از مدتها دوری و در کش و قوس این وقایع قبل از انتخابات و بعد از آن دیگر دوری از سالهای دور را طاقت نیاوردم مصمم شدم که سری به این فرزند از مادر دور افتاده بزنم عزیزانم از تمامی شما که با محبت  پیغام می گذارید و من فرصتی ندارم که به  شما سری بزنم صمیمانه معذرت می خواهم .

اما دریروز اتفاقی برام افتاد که دیگر طاقت نیاوردم بعد از رفتن به خانه مثل هرروز تماشای تلویزیون روزنامه نگار عزیزمان خانم مسیح علی نژاد را در کانال VOA دیدم آنقدر شوک شده بودم که اشک در چشمانم حلقه زده و بی اختیار گریه کردم هم خوشحال از اینکه بعد از مدتها بی خبری از ایشان و نوشته هایشان فهمیدم حالشان خوب است و ناراحت از اینکه چرا دوستان خبرنگار عریزمان یکی پس از دیگری از این دیار کوچ می کنند البته به قول خود مسیح این سرزمین مال این مردم و ملت است و مسافران دیگری به این دیار آمده اند ......

 سخن اصلی اینست کم نیستند زنان و دختران شجاعی که در ایران اینگونه فعالیت میکنند و هدفدار هستند خواستم از طریق این یادداشت هم مسیح علی نژاد تبریک بگویم و هم برای ایشان آرزوی سلامتی داشته باشم .

به امید روزهای نزدیک آزادی

+ نوشته شده توسط n404040_4040 در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 14:50 |


Powered By
BLOGFA.COM