" رنگ ها گناهي ندارند "
جوامع مختلف به خصوص جوامع شهري ، هر فرد به تناسب ميزان وقوف خود بر حقوق شهروندي ، خود را مجاز مي داند كه پوشش و رنگ ها را انتخاب كند . اين پوشش منطبق برساختارهاي اجتماعي نشانگر طبقه اجتماعي ، ديدگاه فردي ، تعلقات گروهي ، مناسبات اجتماعي و اعتقادي و وضعيت معيشتي و فرهنگي اوست .
پا را كه از حريم خانه بيرون مي گذاري رنگ هاي تيره به چشم مي آيد و اگر به اين مساله عادت نكرده باشي (كه بعيد است) خسته كه مي شوي همواره در پي گريز گاهي مي گردي كه چشم را از اين يكنواختي آزاردهنده رها كند . پاساژ هاي شمال شهر با ويترين هاي پر از رنگ ، نمايشگاه هاي دكوراسيون داخلي و سالن هاي مد همان چيزي است كه وقتي با عطش به آنها سر مي زني روح در جست و جوي زيبايي ات را تا حدي سيراب مي كند.
بي درنگ براي همه پيش آمده وقتي وارد چنين مكان هايي مي شوند كه به طور مثال ديوارهاي آن سبز پر رنگ يا آبي آسماني است ، احساس آرامش هر چند گذرا و مقطعي ميكنند يا با ديدن تابلوهاي پيتزا فروشي با تركيب رنگ هاي زرد و قرمز و ....... جذب آنجا مي شوند و اختيار خود را به جذابيتش مي سپارند . اين نمونه هاي كوچكي از تأثير اعجاب انگيز رنگ هاست بر برانگيختن عواطف ، هيجان ، تصميم گيري و رفتار شما حالا مي توانيد به راحتي تصور كنيد رنگ هاي تيره و ملال آور با شما چه مي كند ؟
آلودگي صوتي هوا و فشارهاي عصبي جاري در بسترهاي متحرك اجتماع ، تلاش براي گذران روز مرگي و بي توجهي به اوقات فراغت و تفريح در گستره مناسبت هاي اجتماعي ، تماميت اوقات هر فرد را چنان در خود گرفتار كرده است كه ديگر كمتر كسي به رنگ ها و تأثير آن بر روح و روان خود با ديگران جز در موارد محدود فكر مي كند . اين تيرگي بيشتر ين آثار سوء را برافكار ، عواطف و جهت گيري هاي كودكان مي گذارد . كودكان خردسال شما گاهي مي بايست شادي و بشاش بودن را تجربه كند .
اما باز هم كمتر مسلماني است كه نداند اسلام رنگ سياه را مكروه دانسته و انسان را از ملبس شدن به اين رنگ برحذر مي دارد . اما رنگ هاي تيره مقبول پوشش هايي است كه در اجتماع استفاده مي شود . سايه اين رنگ يونيفورم ها و مانتوها را نيز در برگرفت . رنگ هاي تيره (سرمه يي ، سياه و قهوه يي ) در دستورات اعمال شده ادارات دولتي و نيمه دولتي براي پوشش زنان قرار گرفت و پس از آن واحدهاي خصوصي نيز از آنان استقبال كردند .
امروز دلايل بيشماري باعث شده است شدت رواج اين رنگ در اجتماع بالا رود كه هر كدام در جايگاه خود به تحليل و كنكاشي طولاني مدت و برنامه ريزي شده نياز دارد . پائين بودن ضريب امنيت اجتماعي و به حداقل رساندن آسيب اجتماعي يكي از دلايل است . شايد براي درك بهتر اين مبحث ذكر همان مثل قديمي ( خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو ) بيراه نباشد قرار گرفتن در معرض كمترين تحريكات جنسي مهمترين دليلي است كه مي توان به آن اشاره كرد ، اينك فرد اخلاق مدار نمي پسندد انگشت نماي عده يي شود كه در كمين آزار و اذيت او نشسته اند . شايد ابداع صفت هايي چون رنگ سبك و سنگين نيز از همين ديدگاه سرچشمه گرفته باشد در حالي كه رنگ ها في نفسه به دور از چنين صفاتي هستند . اينكه رنگي براي فردي وحشي جلوه مي كند و فردي ديگر آنرا بسيار آرامش بخش مي داند ، دليل خوبي بر برائت رنگ ها از صفات مطلق وابسته است .
اما سوال مهم و اساسي در اين ميان اين است كه آيا با در نظر گرفتن اعمال محدوديت توسط بسياري از زنان براي خود ، شاهد بالا رفتن ضريب امنيت اجتماعي بوده ايم ؟
آمارهاي ارائه شده در اين رابطه پاسخ بسياري از سوال هاست . مورد ديگر اظهارات بسياري از زنان مبني بر اجبار محل كار در انتخاب رنگ پوشش و كافي نبودن در آمدهاي اقتصادي براي خريد مانتوهايي با تعداد بيشتر جهت الستفاده در محل كار و بيرون از آن است .
آلودگي زياد هوا و تأثير آن بر رنگ لباس ها مورد ديگري است كه مي توان به آن اشاره كرد اما جاليب ترين دليل كه نوعي طنز در آن نهفته است تصور بسياري از افراد است كه گمان مي برند رنگ تيره فرد را لاغر تر و قدر را كشيده تر نشان مي دهد . اگر اين فرض را هم پذيرفته شده بدانيم اين سوال را بايد پرسيد ، لاغر جلوه دادن اندام به قيمت كمك به بالا رفتن ضريب افسردگي اجتماعي معامله خوبي است ؟
نقش كمرنگ آسيب اجتماعي در تصميم گيري هاي دولت و عدم ارائه روش هاي كاربردي در جهت زدودن افسردگي از چهره اجتماع آينده يي تيره را در ذهن ترسيم مي كند . افسردگي غالب در اجتماع منجر به پارگي طناب بسياري از پيوندهاي مثبت شده است كه درصد بالاي نيروي جوان آن را بسياري از كشورها آرزو دارند .
